در آستانه ی ِ نوروز

 

این تصویر  ِ دخترک بالای ِ وبلاگ برای ِ تمام  ِ کودکانی که شب ِ آغاز  ِ سال ِ نو پدران و مادران شان در زندان اند... به این امید که سالی که می آید سالی باشد بی زندان و بی واهمه ... چشم های ِ منتظرشان لبریز  ِ شادی باد...

/ 29 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسانه

آقا برات کوروش آوردم ... نمیخوای درو باز کنی ؟[خنده]

rainman

امسالو با انتظار شما شروع کردیم خدا رحم کنه.........

بی تا

هنوز مرخصی ان ایام گذشته هستید و یا شاد خیلی خوش گذشته و در زمان جا مانده اید و سال پر باری را برایتان آرزومندم سرک کشیدم به کوچه. باران می آمد. بهار من یک جایی جا مانده بود

شهرام

نوروز 90 داره میرسه برادر مشتاق خوندنتیم

موشانا

سلام.. عيد مبارك... عذر تقصير كه مدتي از اين ديار دور بودم و در حال و هواي سفر... زودتر از اينها بايد شادباش نوروز رو خدمتتون اعلام ميكردم... سالي كه گذشت پر بود از خاطرات بد در عوض سرشار بود از خاطرات خوب با شما بودن ... از نوشته ها لذت بردن و ترانه خانه اي كه هنوز اولين ترانه اش طنين انداز شبهاي تنهائي ست... به روز هستم و منتظر نظرات گرم شما... "فدای رفیقی كه رو طاقچه دلش، گاهی قاب خاطر ما رو هم یه دستمال می كشه.." پاينده باشيد...

بی تا

فکر میکنم مقل قدیمی ها تا آخر بهار برایتان نوروز است .... مسافرت خوش بگذره .

فاطیما

کجاهی؟چرا خیلی دیگه نیستی؟؟...

شهرام

امیدوارم ننوشتنت فقط به خاطر نا همراهی کلمات باشند و نه " برخی ابتلائات دنیوی"!

گلاره چگینی

نیستش... نمی دونم کجاست... چه می کنه... . . .