شهر از یاد رفته

غزلک! هر جا برم ترانه یعنی اسم تو

 

1

برای ِ درد ِ من آخر، دوا شدی بانو

شروع ِ تازه ای از ماجرا شدی بانو

 

دوباره ساحل  ِ آرام و پرسه و دریا

و تو، شبیه ِ همان روزها شدی بانو

 

و باز می شود از تو، ترانه ای نو ساخت

دوباره آینه ای از صدا شدی بانو

 

گرفته بود دلم از خدا و از دنیا

دلیل  ِ آشتی ام با خدا شدی بانو

 

دو رد ِ پای ِ موازی، دو دست ِ هم بستر

سرت به شانه ی ِ من، بی حیا شدی بانو !

 

نفس نفس تن  ِ تو در میان ِ بازوهام

و زنگ ِ ساعت و صبح و ... جدا شدی بانو ...

 

* مدت هاست فضای ِ شعرهایم به گونه ای ست که کمتر می توانم در وبلاگ بیاورمشان، دغدغه هایم این روزها رنگ و روی ِ دیگری گرفته اند. این غزل آخرین غزلم در حال و هوای ِ گذشته است که بی هیچ ویرایشی این جا آورده ام.

 

 

 

 

 

 

2

جام جهانی آغاز شد. بیست و چهار سال از زمانی که نخستین بار با دیدن ِ اشتیاق ِ پدر کنجکاوی ام گل کرد و دم ِ صبح پا به پایش نشستم تا یکی از بازی های ِ جام جهانی را ببینم می گذرد. آن وقت ها ایران مسابقات را به صورت مستقیم پخش نمی کرد و ما که در بوشهر بودیم از تلویزیون کویت بازی ها را دنبال می کردیم. مسابقات در مکزیک بود و به خاطر  ِ اختلاف ِ ساعت ِ زیاد، برخیِ بازی ها به وقت ِ ایران نزدیک ِ صبح برگزار می شد. آن وقت ها به خاطر  ِ پلاتینی، استوپیرا، تیگانا و ژول باتس من یکی از طرفداران ِ فرانسه بودم اما حرکت های ِ یک کوتاه قد ِ آرژانتینی مرا مبهوت می کرد. آرژانتین قهرمان و مارادونا برایم اسطوره شد، اسطوره ای که علیرغم  ِ اتفاق هایی که سال ها بعد برایش افتاد برای ِ من اسطوره باقی ماند.

24 سال می گذرد و من بارها با فوتبال ِ آرژانتین به اوج ِ لذت رسیده ام، از آن گل ِ کانی گیا به برزیل در جام 90 تا پیروزی آرژانتین در پنالتی ها برابر  ِ انگلستان در جام جهانی 98، اما بارها تا آستانه ی ِ گریه پیش رفته ام، چه آن زمان که در جام جهانی 90 داور  ِ مکزیکی در 10 دقیقه ی ِ پایانی آن پنالتی ِ مشکوک را برای ِ آلمان اعلام کرد و گوچه آ هر چه کش آمد نتوانست پنالتی بره مه را بگیرد، و چه وقتی که در ضربات ِ پنالتی در سال ِ 2006 ، آلمان، آرژانتین را حذف کرد.

امسال اسطوره ی ِ من روی ِ نیمکت آرژانتین نشسته است، هنوز پوستری از او در اتاقم هست که عاشقانه جام 86 را بالای ِ سر برده است، انگار آن لحظه را حاضر نیست با تمام  ِ دنیا عوض کند. امسال آرژانتین باز یک شماره ی ِ 10 دارد که وقتی توپ به او می رسد، به قول ِ ونگر ، مربی ِ بزرگ ِ آرسنال، انگار پلی استیشن بازی می کند. انگار مارادونایی دیگر متولد شده است که تنها روی ِ سر بردن ِ جام جهانی را کم دارد.

عاشقانه چشم می دوزم به ساق های ِ مسی و حرکت های ِ مارادونای ِ بزرگ در کنار  ِ زمین، شاید امسال سال ِ آرژانتین باشد...       

 

* عنوان ِ مطلب ترکیبی ست از ترانه ای با عنوان Cry For Me Argentina) ) که Madonna اجرا کرده و ترانه ای  از داریوش با عنوان (نعره کن ای سرزمین  ِ جان سپردن)

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط بامداد نظرات ()




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت